سال نو مبارک

سلام . سلام به شما دو ستان عزیزم. سلام به  بهار دل انگیز.‏

یا مقلب القلوب والابصار
‏                                                   یا مدبرالیل والنهار
یا محول الحول والاحوال
‏                                         حول حالنا الی احسن الحال‏


آغاز سال  1388 خورشیدی را به همه ی  هموطنان عزیزم تبریک می گویم و ‏آرزومندم که سال خوب و پربرکتی کنار خانواده یتان  داشته باشید.‏
‏ از آن زمان رسم است که در عید در سفره ی شان *سبزه- سمنو – سنجد- ‏سرکه- سکه –سیر – سیب که هفت سینی هستند که در سفره قرار می گیرند ‏از جمله* آینه وشمع- قرآن- آجیل- میوه- شیرنی و شکلات و تخم مرغ  رنگی ‏هم درسفره قرار می دهند. ‏
در عید فامیل ها به دید و باز دید می روند بعدبزرگتر ها به کوچک تر ها عیدی می ‏دهند.‏
هر روزتان نوروز ‏
‏                                  نوروز تان پیروز‏
یا علی مدد .     خدا حافظ‏


  • نوشته شده در تاریخ: سه شنبه، ۱۱ فروردینماه ۱۳۸۸
  •   در موضوع: مطالب روزانه

جشنواره لباس های محلی در مدرسه‏

لباس محلی تالشیدوستان، امروزدر مدرسه کسانی که لباس محلی داشتن ‏لباس محلی شان را به مدرسه آورده بودند. آن هم چه ‏لباس هایی! خیلی زیبا بودند. البته من لباس محلی استان ‏کردستان را به مدرسه برده بودم .‏

یکی از بچه ها لباس محلی اصیل تهرانی را آورده بود. ‏بچه ها لباس های محلی خوبی داشتن یکی از لباسها برای ‏استان کرمان یکی برای استان گیلان – مازندران – ‏خراسان و... . ‏

من دوست داشتم که یک لباس محلی آذربایجانی می ‏پوشیدم و به جشنواره مدرسه می بردم. اما چون نداشتم ‏یک لباس محلی کردی که بابای مریم برایم هدیه آورده ‏بود را پوشیدم. ‏

ما با لباسهای محلی به حیاط مدرسه رفتیم، سرود ملی و ‏چند شعر زیبا خواندیم. بچه های دیگر کلاسها هم به ما و ‏به لباسها نگاه می کردند. ‏

این جشنواره لباس به مناسبت 12 بهمن بود. روزی که ‏امام خمینی به ایران آمد . ما در حیاط مدرسه به مناسبت ‏این روز شعار مرگ بر شاه را می دادیم خانم مدیر از آن ‏حال و روز آن زمان یعنی زمان پیروزی انقلاب صحبت ‏می کرد. ‏

خانم پرورشی از ما چند عکس گرفت.  امروز خیلی ‏خوش گذشت من هیچ وقت این روز زیبا را فراموش نمی ‏کنم. ‏

(عکسها را برای تزئین گذاشته ام)

لباس محلی زنان عشایر آذربایجانی


  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۱۲ بهمنماه ۱۳۸۷
  •   در موضوع: مدرسه

نمایشی به مناسبت دهه فجر

سلام. حال دوستان عزیزم چه طور است؟‏
سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران  را به شما عزیزان تبریک عرض می کنم .

نمایش دهه ی فجر
ما در مدرسه به مناسبت ایام دهه ی فجر در روز پنجشنبه مورخ 17/10/87 با کمک معلم زحمت کشمان و هم ‏کلاسی های عزیم نما یشی را می خواهیم برگزار کنیم. من کارگردان و دوستم شادی ‏امیری تهیه کننده نمایش است امیدوارم بتوانیم با کمک دوستان همکلاسم یک نمایش جذاب بسازیم .‏

راستی من و دوستم فقط تهیه کننده و کارگردان نیستیم بلکه من در نقش شاه و دوستم در نقش روحانی است ‏و متن نمایش را با کمک بابای عزیز ومهربانم  نوشته ام .

من می خواهم نام چند هم کلاسی و دوستان همکلاسی ام را در کلاس چهارم به شما معرفی کنم ‏
شادی امیری - آیدا  ذوالفنون - مرضیه جعفری - ترنم متقی - زهرا کاوه فیروز.

من می خواهم از امروز دوباره در وبلاگم مطلب بنویسم. سعی میکنم که هر روز در وبلاگم مطلب بنویسم.


  • نوشته شده در تاریخ: جمعه، ۱۱ بهمنماه ۱۳۸۷
  •   در موضوع: مدرسه

سریالهای تلویزیونی تابستان

من می خواهم درمورد سریالها چیز هایی برای شما بنویسم . سریال ‏تاجر پوسان خیلی سریال خوبی است . این سریال در مورد تجارت ‏است. ازاین سریال می توان چیز های زیادی آموخت .مثلا از این ‏سریال یاد می گیریم که چه جوری تجارت کنیم . ‏
‏ ‏ سریال امپراطور دریا بسیار سریال هیجان انگیزی هست من این ‏سریال را خیلی دوست دارم من این سریال را در تابستان امسال می ‏بینم.‏
من امسال تابستا ن خیلی از سریالهای تلویزیون را دیدم. خیلی ‏سریال های خوبی بودن . من از این سریالها خیلی چیزها آموختم.‏
سریال های تاجر پوسان، جایزه ی بزرگ، سه در چهار، امپراطور ‏دریا، جاده در دست تعمیر، کارآگاهان، مرگ تدریجی یک رویا، ‏ترانه ی مادری و... را دیدم و بازم می بینم. ‏
بعد از این در وبلاگم مطالب بیشتری خواهم نوشت. منتظر مطلب ‏بعدی من باشید

  • نوشته شده در تاریخ: دوشنبه، ۷ مردادماه ۱۳۸۷
  •   در موضوع: مطالب روزانه

بازدید ازموزه ی سعدآباد

ما امروز از طرف مدرسه اردو داشتیم و  به کاخ سعدآباد رفتیم . خیلی خوش گذشت.  ما آن جا ژاپنی و چینی و کره ای ها را دیدیم که آنها هم آمده بودند تا از موزه ی کاخ سعد آباد دیدن کنند.

 راستی اونا هموطنای جانگ بوگ و سولفیانگ و بانو جان هووا هتسند. آخه من سریال امپراطور دریا را خیلی دوست دارم و هر هفته می بینم. 

بعد در آنجا تابلوهای قدیم را که از زمان رضا شاه مانده است، دیدیم.  بعد به کاخ رضاشاه رفتیم خیلی خوشگل بود سقفش از طلا و نقره بود. یکی از اتاقهای رضا شاه چندین سال طول کشید تا درست شود در آنجا ظرفهای خوشگلی بود که برای رضا شاه و خانواده اش بود.  

بعد از آن به باغ که داشتیم می رفتیم در آنجا دریا چه ای بود که کشتی رضا شاه آنجا بود.  و بعد به موزه ی نظامی رفتیم در آن جا اسلحه ها و تفنگ ها را دیدیم.

مجسمه های خمیری رضا شاه و سربازان آن زمان نیز در آنجا بود.

 خلاصه خیلی خوش گذشت جای همه ی  شما دوستان عزیز خالی .


  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۳۱ فروردینماه ۱۳۸۷
  •   در موضوع: مطالب روزانه