« April 2006 | صفحه اول | June 2006 »


May 31, 2006
کارنامه و تعطیلات
خلاصه اي از مطلب: ما سه شنبه کار نامه مان را گرفتیم و من همه ی نمره هایم را 20 شدم و من در این چند روز تعطیلی کلی بازی کردم و من دوچرخه ام را درست کردم و توی تابستان بابام مرا به...
May 22, 2006
تولد من
خلاصه اي از مطلب: سلام امروز تولد من است و من امروز 8سا لم است امروز برای این که مادر بزرگم مریض است ما هیچ کسی را به تولدم دعوت نکردیم و جشن بزرگی نگرفتیم و حتمن سا ل بعد تولد خواهرم و من...
May 13, 2006
کتاب ها
خلاصه اي از مطلب: سلام شما می دانید ما چند تا از کتاب های مان را تمام کردیم ؟ الان به تان می گویم ما 4 تا از کتاب هامون را خواندیم آیا شما تابحال شهر کتاب رفتید ؟ من که رفتم و از...
May 9, 2006
نمایش در مدرسه
خلاصه اي از مطلب: امروز سه شنبه است و فردا نمایش داریم امروز ما دویست تومان را برای نمایش فردا دادیم به خانم و خانم گفت : فردا روزنامه بیارید و هر وقت فرش پهن کردند روز نامه هاتون را نبرید حیاط . ما...
May 8, 2006
جشن الفبا
خلاصه اي از مطلب: امروز جلسه بود ومامان ها و خانم معلم ها می خواهند تا روز پنج شنبه پول ها را جمع کنند و یک شنبه جشن الفبا بگیرند و پس فردا نمایش داریم و ما در جشن هدیه می گیریم و شکلات...
May 2, 2006
روز معلم
خلاصه اي از مطلب: امروز روز معلم است مادر ها شیرینی و دوتا شکلات خریدند و برای ما دسته گل خریدند تا به خانم مان بدهیم دوستم دنیا کریمی یک شاخه گل به من داد من هم یک دسته گل و یک شاخه گل...