آرشیو مطالب در ماه: November 2006

« ماه قبل | صفحه اول وبلاگ | ماه بعد »

بابابزرگ مهربان من

روز سه شنبه بابابزرگم فوت کرد .من آن روز به مدرسه نرفتم برای این که به مامانم کمک کنم اما مامانم نذاشت ‏من به او کمک کنم . ولی دختر عمه ام گفت: تو دستمال کاغذی و سطل آشغالی و قند را ببر .‏ یکی از همکارهای بابام زحمت کشید و آمد اسم آن آقای نایبی است که دیروز به مسجد آمد.‏ خداحافظ. ‏


  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۲۷ آبانماه ۱۳۸۵
  •   در موضوع: خانواده

زبان و مدرسه

سلام من ترم 3 زبان می روم در آن جا خیلی چیز ها یاد می گیرم . کتاب من مثل ترم1و2 3 تا نیست کتاب ترم 3ی من 2تا کتاب است یعنی کتاب الفبام نیست . من کلاس دوم هستم من در مدرسه هم خیلی چیز ها یاد می گیرم. در آن جا به من خیلی خوش می گذرد . من معذرت می خواهم که چند روز وبلاگ ننوشتم . من هم مدرسه می رم و هم زبان می رم دیگر وقت نمی کنم وبلاگ بنویسم من از این به بعد سعی می کنم روز های جمعه وبلاگ بنویسم.

  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۲۰ آبانماه ۱۳۸۵
  •   در موضوع: مدرسه