آرشیو مطالب در ماه: February 2008

« ماه قبل | صفحه اول وبلاگ | ماه بعد »

فصل زمستان وکارنامه ‏

سلام. فصل زمستان خیلی سرد است وقتی برف یا تگرگ می آید همه جا یخبندان می شود در ماه دی خیلی برف آمده بود و ما یک هفته و ‏سه روز تعطیل شدیم . خیلی خوش گذشت من با خواهرم برف ‏
بازی کردیم، آدم برفی درست کردیم، در آن روز بابام هم  تعطیل ‏بود . ‏

در مستان وقتی که زیاد برف آمده بود، بعضی از راه ها بسته بود ‏مثل : زنجان – اردبیل – قم و شهر های دیگر . من در این برف و سرما مریض شده  بودم و خدا را شکر حالا خوب ‏شده ام. اگر شما هم مریض شده باشید انشا الله  شما هم هر چه زود ‏تر خوب بشوید.‏

‏ من یک شعر در مورد زمستان بلد هستم که آن را ‏‏ به شما دوستان عزیز تقدیم می کنم.‏


شکرانه ‏
‏زمستونه زمستونه 
برف می باره از آسمون ‏
‏ از آسمونه آبی‏
‏می ریزه برف شادی

‏ روی زمین می شینه ‏
 شادیمون رو می بینه ‏
‏لباس گرم می پوشیم‏
‏شال و کلاه می زاریم ‏

سرما رو ما کم می کنیم‏
‏ برف ها را جمع می کنیم‏
‏ با برف آدم می سازیم ‏
‏ خدا را شکر می کنیم

خوب بود امیدوارم خوش تان بیاید .‏
راستی من کارنامه ام را گرفته ام همه ی نمراتم بیست شده است ‏. ‏ به امید دیدار خداحافظ .              ‏


  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۲۷ بهمنماه ۱۳۸۶
  •   در موضوع: مطالب روزانه

تولد خواهرم میترا ‏

سلام . تولد خواهرم در دی ماه و در روز دوشنبه مورخه ی 24/10/ 86 بود. امسال روز تولد خواهرم در ماه محرم بود و ما به خاطر سرما و به خاطر ماه محرم مهمان دعوت نکردیم و فقط یک مهمانی کوچک گرفتیم. پدرم یک حوله حمام تن پوش بسیار زیبا خرید و مادرم یک پیراهن زیبا.  و من هم یک عروسک بسیار زیبا خریدم و مادر بزرگم دو هزار تومان پول داد!

در آن روز به من و خانواده ام خیلی خیلی خوش گذشت . پدرم چند تا عکس از خوا هرم میترا و من گرفته است من آن ها را در سایتم می گذارم.  راستی خواهرم الآ ن 7 سال دارد و من هم 9سال دارم و در کلاس سوم درس می خوانم .

 وقتی من داشتم پیام ها و نظرات را می خواندم دیدم که اکثراً شما نمی دانید من از کی شروع به وبلاگ نویسی کردم و الان به شما دوستان عزیز می گویم من از کلاس اول و از 7 سالگی شروع به وبلاگ نویسی کردم و وقتی خواهرم به مدرسه رفت آن هم مثل من شروع به وبلاگ نویسی می کند .


  • نوشته شده در تاریخ: یکشنبه، ۲۱ بهمنماه ۱۳۸۶
  •   در موضوع: خانواده

جشن تکلیف

سلام .من به شما قول داده بودم که موضوع جشن تکلیف را امروز ‏برای شما بنویسم.‏

روز جشن تکلیف ما روزعرفه بود یعنی یک روز به عید قربان ‏مانده بود. جشن تکلیف ما را در مدرسه ی کمال برگزار کردند وآن ‏روز به من وهم کلاسی هایم خیلی خوش گذشت در آن روز ما بچه ‏ها سرود ملی راخواندیم و چند نمایش از کلاس ما و از کلاس های ‏دیگر برگزار شد.‏

‏ روحانی آمد وبرای ما در مورد نماز و درمورد خیلی چیزهای دیگر ‏صحبت کرد و گل تاج برگ های خیلی زیبا روی سرما گذاشت .‏

در آن روز مدیر محترممان خانم فاطمه بابازاده برای ما سخنرانی ‏کرد من از مدیرمان وهمکاران محترمشان که زحمت کشیدند وبرای ‏ما درآن روز بسیار زیبا، جشن عبادت گرفتند و همچنین معلمان ‏عزیز زحمت کش تشکر می کنم. ‏

در آن روز هر کلاس سومی یک شعر می خواند خانم مدیر به تک ‏تک بچه ها یک هدیه ی زیبا می داد ومن از خانم مدیر و معلم مان ‏خانم رقیه شاه کرمی وهمکارانشان متشکرم در آن روز به من ‏ودوستانم خیلی خوش گذشت.‏

من نام چند تااز دوستانم را به شما معرفی می کنم حدیثه لاچینی – ‏شادی امیری و فاطمه سجادی که از دوستان صمیمی من هستند. ‏

یا علی خدا نگهدارتان باشد تا فردا .‏
‏ ‏


  • نوشته شده در تاریخ: شنبه، ۲۰ بهمنماه ۱۳۸۶
  •   در موضوع: مدرسه

دهه ی فجر

‏ ‏ سلام . دهه ی فجر شما دوستان عزیز مبارک باد .
                                          ‏
‏ من در دهه ی فجر چند تا  شعر یاد گرفتم ونمایش شاه را ‏در مدرسه اجرا کردم که می خواهم یک یا دو تا از شعرم ‏را برای شما دوستان عزیزبنویسم.

‏                       روز پیروزی انقلاب             ‏
ماه خونین بهمن رسید                   ماه پیروزی انقلاب          ‏
لاله از خون یاران دمیده          کاخ ظلم وستم شد خراب ‏
روزمستضعفین آمده         روز بیست و دوی بهمن است             ‏
روزاحیای دین آمده            روز نابودی دشمن است ‏
آمده خون پاکان بجوش        کربلا گشته این سرزمین
بوی عطر شهیدان رسید       خاک ایران شده لاله زار
مژدی فتح نصرت دهد        مرگ خونین بود افتخار
حق نگهدار این امت است     بر شهیدان درود و سلام
جوشش خون  پاک شهید      واژ گون کرده کاخ ستم ‏

خوب بود ؟  امیدوارم خوش تان بیاید .

راستی ببخشید که چند ماه وبلاگ ننوشته ام آخه امتحان داشتیم وسرم با امتحان گرم شده بود وجشن تکلیف داشتیم ‏و اساس کشی کردیم. اگر بتوانم فردا موضوع جشن ‏تکلیف را می نویسم . به امید دیدار تا فردا خداحافظ. ‏


  • نوشته شده در تاریخ: چهارشنبه، ۱۷ بهمنماه ۱۳۸۶
  •   در موضوع: مطالب روزانه