« مطلب قبلي | صفحه اول وبلاگ | مطلب بعدي »

February 7, 2006
مدرسه و مسجد
امروز در مدرسه در کلاس نشسته بودیم و خانم کریمی دعای زیا رت عاشورا را خوا ند و ما دقت گوش دادیم من از این دعا خوشم آمد ولی معنی آن را نفهمیدم . زنگ تفریح من و دوستانم به دستشویی رفتیم و آب خوردیم و خوراکی خوردیم و زنگ تفریح تمام شد.
امروزکه من از مدرسه آمدم خیلی خسته بودم خوابیدم و بعد از بیدار شدن به حموم رفتم دوش گرفتم .
من امشب با مامان و بابا و آبجیم ومامان بزرگ به مسجد می روم . در مسجد سینه و زنجیر میزنن وما نگاه می کنیم.
نظرات دوستان در باره مطلب بالا

salam mina jan baram jaleb bood ke ba in sen ba internet herfeyy kar mikony mikhastam komakam kony dar mored web log mamnoon misham

اول سلام
بعد عرضم به حضورتون كه واقعا خجالت مي كشم كه من از اينترنت براي چت استفاده
شما براي اين كار
خيلي جذاب و قشنگ بود
توي روم هم ادرس وب رو به بچه دادم
قربانت سعيد

معناي اون طولاني است ولي اگه کم کم بخونيد معني و مفهوم اون رو ميفهميد.
تو مسجدم بجز سينه زني و زنجير زني نماز هم برپا ميکنند

سلام دختر گلم
جالب بود همه رو هم خوندم
موفق باشی

نظر خود را ارسال کنيد
( اگر شما قبلا در وبلاگ دنیای مینا ، درباره مطلبي نظر نداده ايد و اين اولين نظر شما در باره مطالب دنیای مینا مي باشد ، نظر شما پس از تائيد نويسنده وبلاگ ( بخاطر جلوگيری از هر نوع اسپم ) در اينجا قابل ديدن خواهد بود. از اعتماد و انتظار شما سپاسگزاريم! )