امروز من و دوستانم منتظر بودیم تا خانم مان بیاد و خانم میرزانیان آمد و گفت بعضیهامون بیایم توی کلاس خانم کریمی و بعضیهامون به کلاس خانم قیم برویم و من به کلاس خانم کریمی رفتم فکر نکنین که دارم خانم خودمون را می گم چون که ما دوتا خانم کریمی داریم تازه خانم ما خیلی خوش اخلاق است وقتی ما تو کلاس خانم کریمی رفته بودیم خانم کریمی به ما گفتش کتاب فارسی را بخوانیم بعد گفت از روی فارسی بنیویسیم گفت اونایی که کتاب داستان را خیلی تمرین کرده اند بیان بخونن .
خانم کریمی امروز ازم خیلی راضی بود چون که ساکت بودم و دست به سینه نشسته بودم .
خانم کریمی امروز ازم خیلی راضی بود چون که ساکت بودم و دست به سینه نشسته بودم .
نظرات دوستان در باره مطلب بالا
سلام مینا. من معينا هستم .اگه دوست داشتي به وبلاگ من بيا. من لينک تو رو بزارم توي وبلاگم تو هم مال من رو ميذاري؟
سلااااااام عسلي
أخي به منم سر بزن باشه؟
فدات باي
مینا جون،وبلاگت واقعا قشنگه.توی کلیک هم معرفیش کرده بودند.امیدوارم موفق باشی.برای من هم دعا کن توی المپیاد زبان قبول بشم.بــــــــــــــــــــــــــــــــــــای
سلام مینا جونم.
آفرین دختر گل.
آفرین مینا جون که همه ازت راضین و دوستت دارن، از بس که دختر خوب و گلی هستی حتماً.....موفق باشی عزیزم
salam...azizam moafagh bashi..behet tabrik migam..neveshtat ghashange:-)
سلااااااااااااامممممممم
وااااااایییییییی که تو چقدر خوبی مینا جووووووووونننننننننننن
خیلی گلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ایشالا همیشه هم تو درس و هم تو زندگی موفق باشی.
فدای تو سپنتا
یا علی
نظر خود را ارسال کنيد

