امروز در کلاس نشسته بودیم و ساعت 8 خانم کریمی هدیه و تقدیرنامه ما را آورد و گفت آماده باشید که امروز ما میخوایم به شما هدیه و تقدیر نامه بدیم ودو زنگ خورد و ما وایستادیم هر دو زنگ منتظر شدیم اما از هدیه و تقدیر نامه خبری نشد و زنگ سوم خانم ما گفت چون که بلند گو خراب بود ما هم نتونستیم به شما سر صف هدیه و تقدیرنامه بدیم مجبور شدیم سر کلاس به شما هدیه و تقدیرنامه بدیم و خانم ما هم هدیه و تقدیرنامه را به ما سر کلاس داد .
خانم یکی یکی هدیه وتقدیرنامه را به ما داد و ماهم رفتیم آن جا . و بعد گفت سرمشق هاتون را بگیرید و ماهم به حرف خانم مان گوش کردیم و گفتیم چشم. وقتی به خانه رسیدیم ساعت 1 ما ناهار خوردیم و ظهر من کمی استراحت کردم .
امروز ساعت 6 شد بابا جونم آمد و من به او گفتم سلام خسته نباشی و اوهم به من گفت سلام تو هم خسته نباشی . و بابام آمد با کامپیوترش کار کرد. .
خانم یکی یکی هدیه وتقدیرنامه را به ما داد و ماهم رفتیم آن جا . و بعد گفت سرمشق هاتون را بگیرید و ماهم به حرف خانم مان گوش کردیم و گفتیم چشم. وقتی به خانه رسیدیم ساعت 1 ما ناهار خوردیم و ظهر من کمی استراحت کردم .
امروز ساعت 6 شد بابا جونم آمد و من به او گفتم سلام خسته نباشی و اوهم به من گفت سلام تو هم خسته نباشی . و بابام آمد با کامپیوترش کار کرد. .
نظرات دوستان در باره مطلب بالا
سلام عسل دایییی. الهی قربونت برم. دلم برات یه ذره شده
دایی این روزا خیای گرفتاره نشد بیاد به عسلش سر بزنه. بابا و مامان و آبجی خوبن؟
راستی این وبلاگی که امروز ساختم دیگه وبلاگ ثابت منه..
لینکتمگذاشتم..
من الان دو تا دایی هستم آخه..
درسات خوب بخون ..
به بابای جون هم سلام من و برسون.
قربانت
دایی سینا
سلام مینا خانوم گل
چی شد قرار بود به ما لینک بدی. من بهت لینک دادم تو هم لینک بده.
خوش باشی...
سلام مینا جان
واقعا بهت تبریک عرض میکنم و همچنین به خانواده محترمتون که همچین دختر گلی دارن
عزیزم من سعید هستم 20 سالمه از مشهد
واقعا سایت زیبایی داری
موفق و پیروز باشی
عزیزم اگه دوست داشتی میتونی به وبلاگ من هم یه سری بزنی
ممنونم
www.kalej.mihanblog.com
www.tanhatarin65.blogfa.com
نظر خود را ارسال کنيد

