« مطلب قبلي | صفحه اول وبلاگ | مطلب بعدي »

November 18, 2006
بابابزرگ مهربان من
روز سه شنبه بابابزرگم فوت کرد .من آن روز به مدرسه نرفتم برای این که به مامانم کمک کنم اما مامانم نذاشت ‏من به او کمک کنم . ولی دختر عمه ام گفت: تو دستمال کاغذی و سطل آشغالی و قند را ببر .‏ یکی از همکارهای بابام زحمت کشید و آمد اسم آن آقای نایبی است که دیروز به مسجد آمد.‏ خداحافظ. ‏

نظرات دوستان در باره مطلب بالا

دخترم بهتره كه از نشان دادن عكس بدون حجاب مناسب حتي در سنين پايين به ديگران دوري كني .

سلام عزیزم....الهی...تسلیت میگم...میدونم خیلی سخته ولی باید صبر داشته باشی....آفرین دختر خوب که به بزرگترا کمک میکنی...
راستی عزیزم پیش من نمیای؟؟؟
فدات شم..بوس

سلام
من هم فوت پدربرزگت را بهت تسلیت می گویم همه پدربزرگها اهل بهشتند پدر بزرگ من هم دیگه اینجا نیست
ببخشید اگر دیر اومدم چون تازه تلفن مون وصل شده است دوستت دارم

afarin ke ba in sen kamet veblog dari man shahret 2 bar oadam va onja ro doos daram makhsoosan sheikh safi

azize delam dargozashte pedar bozorget ro behet tasliat migam . omidvaram ke baghaye omr dashte bashi va too tamame marahele zendegit movafagh bashi
aslan narahat nabash alan jaye baba bozorg tooye oon donya khoobe.

متاسفم که پدریزرگت فوت کرد. یک پدر بزرگ نازنین از دنیای ما کم شدو ما تنها تر شدیم

نظر خود را ارسال کنيد
( اگر شما قبلا در وبلاگ دنیای مینا ، درباره مطلبي نظر نداده ايد و اين اولين نظر شما در باره مطالب دنیای مینا مي باشد ، نظر شما پس از تائيد نويسنده وبلاگ ( بخاطر جلوگيری از هر نوع اسپم ) در اينجا قابل ديدن خواهد بود. از اعتماد و انتظار شما سپاسگزاريم! )