<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>دنياي مينا</title>
      <link>http://mina.asgharzadeh.com/</link>
      <description>يادداشتهاي مينا اصغرزاده درباره همه چيز!</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 28 Jul 2008 14:42:42 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.31</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>سریالهای تلویزیونی تابستان</title>
         <description><![CDATA[من می خواهم درمورد سریالها چیز هایی برای شما بنویسم . سریال ‏تاجر پوسان خیلی سریال خوبی است . این سریال در مورد تجارت ‏است. ازاین سریال می توان چیز های زیادی آموخت .مثلا از این ‏سریال یاد می گیریم که چه جوری تجارت کنیم . ‏
<br>
‏  ‏
سریال امپراطور دریا بسیار سریال هیجان انگیزی هست من این ‏سریال  را خیلی دوست دارم من این سریال را در تابستان امسال می ‏بینم.‏
<br>

من امسال تابستا ن خیلی از سریالهای تلویزیون را دیدم. خیلی ‏سریال های خوبی بودن . من از این سریالها خیلی چیزها آموختم.‏
<br>
سریال های تاجر پوسان، جایزه ی بزرگ،  سه در چهار، امپراطور ‏دریا،  جاده در دست تعمیر،  کارآگاهان،  مرگ تدریجی یک رویا، ‏ترانه ی مادری و... را دیدم و بازم می بینم. ‏
<br>
بعد از این در وبلاگم مطالب بیشتری خواهم نوشت. منتظر مطلب ‏بعدی من باشید
]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/858.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/858.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Mon, 28 Jul 2008 14:42:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بازدید ازموزه ی سعدآباد</title>
         <description><![CDATA[<P>ما امروز از طرف مدرسه اردو داشتیم&nbsp;و &nbsp;به کاخ سعدآباد رفتیم . خیلی خوش گذشت. &nbsp;ما آن جا ژاپنی و چینی و کره ای ها را دیدیم که آنها هم آمده بودند تا از موزه ی&nbsp;کاخ سعد آباد دیدن کنند. </P>
<P>&nbsp;راستی&nbsp;اونا هموطنای&nbsp;جانگ بوگ و سولفیانگ و بانو جان هووا هتسند. آخه من سریال امپراطور دریا را خیلی دوست دارم و هر هفته می بینم.&nbsp;</P>
<P>بعد در آنجا تابلوهای قدیم را که&nbsp;از زمان&nbsp;رضا شاه&nbsp;مانده است، دیدیم. &nbsp;بعد به کاخ رضاشاه رفتیم خیلی خوشگل بود سقفش از طلا و نقره بود. یکی از اتاقهای رضا شاه چندین سال طول کشید تا درست شود در آنجا ظرفهای خوشگلی بود که برای رضا شاه و خانواده اش بود. &nbsp;</P>
<P>بعد از آن به باغ که داشتیم می رفتیم در آنجا دریا چه ای بود که کشتی رضا شاه آنجا بود. &nbsp;و بعد به موزه ی نظامی رفتیم در آن جا اسلحه ها و تفنگ ها را دیدیم. </P>
<P>مجسمه های خمیری رضا شاه و سربازان آن زمان نیز در آنجا بود.</P>
<P>&nbsp;خلاصه خیلی خوش گذشت جای همه ی &nbsp;شما دوستان عزیز&nbsp;خالی .</P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/857.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/857.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Sat, 19 Apr 2008 20:16:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تعطیلات عید نوروز</title>
         <description><![CDATA[در تعطیلات نوروزی خیلی خوش می گذرد.‏<BR>‏ من می خواهم چند تا از خوش گذرانی ها را در تعطیلات نوروزی برای ‏شما دوستان عزیز و گرامی بنویسم.‏<BR>‏1- در تعطیلات نوروزی مردم به دید و بازدید می روند و عید نوروز را به ‏هم دیگر تبریک می گویند.&nbsp; ‏<BR>‏2- در تعطیلات نوروزی مردم به شهرستان های خود ویا به جاهای زیارتی ‏و به جاهای دیگر ایران می روند و برای دوستان یا آشنایان خود سوغاتی ‏میاورند. ‏<BR>‏3- در روز سیزده به در یا&nbsp; روز طبیعت مردم به پیک نیک میروند و خوش<BR>‏ می گذرانند.&nbsp;&nbsp; ‏<BR>این هم از خوش گذراندن از تعطیلات نوروزی .‏<BR>راستی امسال من همه ی نمراتم در کلاس سوم<STRONG> بیست</STRONG> است و نفر اول ‏کلاسمان هستم.&nbsp;&nbsp; ‏<BR>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/850.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/850.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Thu, 27 Mar 2008 15:03:04 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عید نوروز</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام . عید نوروز&nbsp; را به همه ی شما دوستان عزیز و ارجمند&nbsp; و خانواده ی ‏محترمتان تبریک عرض می کنم .‏<BR>امید وارم در ایام تعطیلات نوروزی&nbsp; خوش باشید و هیچ گناهی به وجود ‏نیاید.‏<BR>عید به من و خانواده ام خیلی خوش گذشته است امید وار م به شما هم&nbsp; خوش ‏بگذرد.‏<BR>‏&nbsp; </P>
<P>راستی فردا میلاد حضرت رسول اکرم ( ص) و امام جعفر صادق (ع) است ‏<BR>این روز را به شما دوستان عزیز و ارجمند تبریک عرض می کنم.‏<BR></P>
<P>التماس دعا تا فردا خدا نگهدار .‏<BR></P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/846.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/846.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Mon, 24 Mar 2008 16:53:01 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فصل زمستان وکارنامه ‏</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام. فصل زمستان خیلی سرد است وقتی برف یا تگرگ می آید همه جا یخبندان می شود در ماه دی خیلی برف آمده بود و ما یک هفته و ‏سه روز تعطیل شدیم . خیلی خوش گذشت من با خواهرم برف ‏<BR>بازی کردیم، آدم برفی درست کردیم، در آن روز بابام هم&nbsp; تعطیل ‏بود . ‏</P>
<P>در مستان وقتی که زیاد برف آمده بود، بعضی از راه ها بسته بود ‏مثل : زنجان – اردبیل – قم و شهر های دیگر . من در این برف و سرما مریض شده&nbsp; بودم و خدا را شکر حالا خوب ‏شده ام. اگر شما هم مریض شده باشید انشا الله&nbsp; شما هم هر چه زود ‏تر خوب بشوید.‏</P>
<P>‏ من یک شعر در مورد زمستان بلد هستم که آن را ‏‏ به شما دوستان عزیز تقدیم می کنم.‏</P>
<P align=center><BR><FONT color=#f40b0b><FONT color=#000000><STRONG><FONT color=#c70000>شکرانه ‏<BR></FONT></STRONG>‏زمستونه زمستونه&nbsp;<BR> برف می باره از آسمون ‏<BR>‏ از آسمونه آبی‏<BR>‏می ریزه برف شادی</FONT></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#f40b0b><FONT color=#000000>‏&nbsp;روی زمین می شینه ‏<BR>&nbsp;شادیمون رو می بینه ‏<BR>‏لباس گرم می پوشیم‏<BR>‏شال و کلاه می زاریم ‏<BR>‏ </FONT></FONT></P>
<P align=center><FONT color=#f40b0b><FONT color=#000000>سرما رو ما کم می کنیم‏<BR>‏&nbsp;برف ها را جمع می کنیم‏<BR>‏&nbsp;با برف آدم می سازیم ‏<BR>‏&nbsp;خدا را شکر می کنیم </FONT></FONT>‏</P>
<P>خوب بود امیدوارم خوش تان بیاید .‏<BR>راستی من کارنامه ام را گرفته ام همه ی نمراتم بیست شده است ‏. ‏ به امید دیدار خداحافظ .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ‏<BR></P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/841.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/841.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Sat, 16 Feb 2008 21:04:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تولد خواهرم میترا ‏</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام . تولد خواهرم در دی ماه و در روز دوشنبه مورخه ی 24/10/ 86&nbsp;بود. امسال روز تولد خواهرم&nbsp;در ماه محرم بود و ما به خاطر سرما و به خاطر ماه محرم مهمان دعوت نکردیم و فقط یک مهمانی کوچک گرفتیم. پدرم یک&nbsp;حوله حمام تن پوش&nbsp;بسیار زیبا خرید و مادرم یک پیراهن زیبا. &nbsp;و من هم یک عروسک بسیار زیبا خریدم و مادر بزرگم دو هزار تومان پول داد! </P>
<P>در آن روز به من و خانواده ام خیلی خیلی خوش گذشت . پدرم چند تا عکس از خوا هرم میترا و من گرفته است من آن ها را در سایتم می گذارم. &nbsp;راستی خواهرم الآ ن 7 سال دارد و من هم 9سال دارم و در کلاس سوم درس می خوانم .</P>
<P>&nbsp;وقتی من داشتم پیام ها و نظرات&nbsp;را می خواندم دیدم که&nbsp;اکثراً شما نمی دانید من از کی شروع به وبلاگ نویسی کردم و الان به شما دوستان عزیز می گویم من از کلاس اول و از 7 سالگی شروع به وبلاگ نویسی کردم و وقتی خواهرم به مدرسه رفت آن هم مثل من شروع به وبلاگ نویسی می کند .</P>
<P align=center><IMG src="http://mina.asgharzadeh.com/photos/mina-mitra.jpg"></P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/836.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/836.html</guid>
         <category>خانواده</category>
         <pubDate>Sun, 10 Feb 2008 21:45:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جشن تکلیف</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام .من به شما قول داده بودم که موضوع جشن تکلیف را امروز ‏برای شما بنویسم.‏</P>
<P>روز جشن تکلیف ما روزعرفه بود یعنی یک روز به عید قربان ‏مانده بود. جشن تکلیف ما را در مدرسه ی کمال برگزار کردند وآن ‏روز به من وهم کلاسی هایم خیلی خوش گذشت در آن روز ما بچه ‏ها سرود ملی راخواندیم و چند نمایش از کلاس ما و از کلاس های ‏دیگر برگزار شد.‏</P>
<P>‏ روحانی آمد وبرای ما در مورد نماز و درمورد خیلی چیزهای دیگر ‏صحبت کرد و گل تاج برگ های خیلی زیبا روی سرما گذاشت .‏</P>
<P>در آن روز مدیر محترممان خانم فاطمه بابازاده برای ما سخنرانی ‏کرد من از مدیرمان وهمکاران محترمشان که زحمت کشیدند وبرای ‏ما درآن روز بسیار زیبا، جشن عبادت گرفتند و همچنین معلمان ‏عزیز زحمت کش تشکر می کنم. ‏</P>
<P>در آن روز هر کلاس سومی یک شعر می خواند خانم مدیر به تک ‏تک بچه ها یک هدیه ی زیبا می داد ومن از خانم مدیر و معلم مان ‏خانم رقیه شاه کرمی وهمکارانشان متشکرم در آن روز به من ‏ودوستانم خیلی خوش گذشت.‏</P>
<P>من نام چند تااز دوستانم را به شما معرفی می کنم حدیثه لاچینی – ‏شادی امیری و فاطمه سجادی که از دوستان صمیمی من هستند. ‏</P>
<P>یا علی خدا نگهدارتان باشد تا فردا .‏<BR>‏ ‏<BR></P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/834.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/834.html</guid>
         <category>مدرسه</category>
         <pubDate>Sat, 09 Feb 2008 21:29:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دهه ی فجر</title>
         <description><![CDATA[<P>‏ ‏ سلام . دهه ی فجر شما دوستان عزیز مبارک باد . <BR>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ‏<BR>‏ من در دهه ی فجر چند تا&nbsp; شعر یاد گرفتم ونمایش شاه را ‏در مدرسه اجرا کردم که می خواهم یک یا دو تا از شعرم ‏را برای شما دوستان عزیزبنویسم.<BR>‏<BR>‏&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <STRONG>روز پیروزی انقلاب</STRONG>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ‏<BR>ماه خونین بهمن رسید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ماه پیروزی انقلاب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ‏<BR>لاله از خون یاران دمیده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کاخ ظلم وستم شد خراب ‏<BR>روزمستضعفین آمده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; روز بیست و دوی بهمن است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ‏<BR>روزاحیای دین آمده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; روز نابودی دشمن است ‏<BR>آمده خون پاکان بجوش&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کربلا گشته این سرزمین<BR>بوی عطر شهیدان رسید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خاک ایران شده لاله زار<BR>مژدی فتح نصرت دهد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مرگ خونین بود افتخار<BR>حق نگهدار این امت است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بر شهیدان درود و سلام<BR>جوشش خون&nbsp; پاک شهید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; واژ گون کرده کاخ ستم ‏</P>
<P>خوب بود ؟&nbsp; امیدوارم خوش تان بیاید .<BR>‏<BR>راستی ببخشید که چند ماه وبلاگ ننوشته ام آخه امتحان داشتیم وسرم با امتحان گرم شده بود وجشن تکلیف داشتیم ‏و اساس کشی کردیم. اگر بتوانم فردا موضوع جشن ‏تکلیف را می نویسم . به امید دیدار تا فردا خداحافظ.&nbsp;‏</P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/832.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/832.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Wed, 06 Feb 2008 19:31:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کلاس سوم</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام. </P>
<P>من درکلاس سوم درس می خوانم ودرکلاس سوم خیلی چیز ها دارم ‏یاد می گیرم. من دیگه نه سالم شده است یعنی من به سن تکلیف رسیده ام . ‏ من در کلاس سوم خیلی دوست تازه پیدا کرده ام. انشالله من این سال را با ‏موفقیت تمام میکنم . </P>
<P>منو ببخشید که چند ماه وبلاگ ننوشتم چون من در ‏تابستان به کلاس زبان رفتم به مسافرت رفتم و سرم خیلی شلوغ بود حالا ‏من بخاطر این که ناراحتی را از دل شما در بیاورم یک شعر که از کلاس ‏سوم یاد گرفته ام برای شما دوستان خوبم می نویسم .</P>
<P align=center>&nbsp;‏ ‏ به نام خدا</P>
<P align=center>‏ به نام خدا وند رنگین کمان&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خداوند بخشنده ی مهربان</P>
<P align=center>&nbsp;‏ خداوند سنجاقک رنگ رنگ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;خداوند پروانه های قشنگ</P>
<P align=center>&nbsp;خدایی که آب و هوا آفرید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درخت و گل و سبزه را آفرید</P>
<P align=center>&nbsp;خدایی که از بوی گل بهتر است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صمیمی تر از خنده ی مادر است ‏ </P>
<P align=center>خدایا به ما مهربانی بده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;دلی ساده و آسمانی بده</P>
<P align=center>&nbsp;دلی صاف و بی کینه مانند آب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;دلی روشن گرم چون آفتاب</P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/824.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/824.html</guid>
         <category>مدرسه</category>
         <pubDate>Mon, 08 Oct 2007 01:02:26 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نشانه های خدا</title>
         <description><![CDATA[سلام<BR>من یک شعر یادگرفته ام آن را برای شما می نویسم.<BR>نشانه های خدا<BR>گنجشک نازوکوچک&nbsp;&nbsp;<BR>پرواز ازکه آموخت؟<BR>آن بلبل خوش آواز آواز از که آموخت ؟&nbsp; <BR>آن ابر را که آورد؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <BR>باران چگونه بارید؟&nbsp; <BR>کی ماه را صدا زد؟<BR>وقتی که رفت خورشید<BR>در ذهن کوچکم بود<BR>صد پرسش معما<BR>تاگفت در جوابم <BR>آموزگار دانا <BR>خورشیدوابروباران<BR>پروازوماه و لبخند<BR>هر یک نشانه ای است<BR>از قدرت خداوند<BR>خوب بود&nbsp; . <BR>امید وارم از شعر من خوشتان بیاید . <BR>خدا حافظ.<BR>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/789.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/789.html</guid>
         <category>عمومی</category>
         <pubDate>Sat, 13 Jan 2007 17:43:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ترم چهار زبان</title>
         <description><![CDATA[<P>سلام.‏‎</P>
<P>&nbsp;‎من ترم 4 زبان هستم. من ترم3 را درعرض 2 ماه خواندم و لذت بردم. خیلی ترم خوبی بود، ترم 3 خانم زبانمان ‏خوب بود وکم کم &nbsp;درس می داد. و من درامتحان کتبی آخر ترم 3، 30شدم ودر کارنامه 100شدم.</P>
<P>&nbsp;من هنوز ترم&nbsp;4 را ‏نرفته ام. از این به بعد یک شنبه ها و پنج شنبه ها، مثل ترم 3 از ساعت ۲/۵ تا 4 به کلاس زبان خواهم رفت . و ‏بازهم خانم طهماسب پور استاد زبانمان است. من چون زبان ومدرسه می روم کتاب کار زبان و مدرسه را دارم و ‏با خواهرم میترا بازی می کنم وبه برنامه عموپورنگ نگاه می کنم وبه مادر، پدر و مامان بزرگ کمک می کنم. </P>
<P>‏اگر بابابزرگم بود من به او کمک می کردم.‏ ‏ من از خدام بود که به بابابزرگم کمک کنم اما هر دو بابا بزرگم فوت کردند. ‏ </P>
<P>من وقت نمی کنم که تند تند وبلاگ بنویسم از این به بعد سعی می کنم وقتی بی کار شدم وبلاگ بنویسم. من از این ‏به بعد سعی می کنم به شما خبرهای تازه ای بدهم .‏</P>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/777.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/777.html</guid>
         <category>عمومی</category>
         <pubDate>Fri, 15 Dec 2006 21:53:58 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بابابزرگ مهربان من</title>
         <description><![CDATA[روز سه شنبه  بابابزرگم فوت کرد .من آن روز به مدرسه نرفتم برای این که به مامانم کمک کنم اما مامانم نذاشت ‏من به او کمک کنم . ولی دختر عمه ام گفت: تو دستمال کاغذی و سطل آشغالی و قند را ببر .‏
یکی از همکارهای بابام زحمت کشید و آمد اسم آن آقای نایبی است که دیروز به مسجد آمد.‏
خداحافظ. 
‏<br>
<center>
<img src="http://mina.asgharzadeh.com/photos/bababozorg.jpg">
</center>
]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/775.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/775.html</guid>
         <category>خانواده</category>
         <pubDate>Sat, 18 Nov 2006 18:01:18 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زبان و مدرسه</title>
         <description>سلام من ترم 3 زبان می روم در آن جا خیلی چیز ها یاد می گیرم . کتاب من مثل ترم1و2 3  تا نیست کتاب ترم 3ی من 2تا کتاب است یعنی کتاب الفبام نیست . 
من کلاس دوم هستم من در مدرسه هم خیلی چیز ها یاد می گیرم.
در آن جا به من خیلی خوش می گذرد .
من معذرت می خواهم که چند روز وبلاگ ننوشتم .
من هم مدرسه می رم و هم زبان می رم دیگر وقت نمی کنم وبلاگ بنویسم من از این به بعد سعی می کنم روز های جمعه  وبلاگ بنویسم.       
</description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/773.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/773.html</guid>
         <category>مدرسه</category>
         <pubDate>Sat, 11 Nov 2006 18:09:42 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دوباره  آمدم</title>
         <description><![CDATA[سلام من امروز با مادرم رفتم تمام لوازم تحریرم را خریدم: مداد – تراش – دفتر نقاشی – دفتر دیکته – دفترچه یاداشت و لیوان . من کیف نخریدم برای این که بابام از باکو خریده بود .<br>
من از فردا به مدرسه می روم من امسال شاگرد کلاس دوم هستم . من خیلی از دوستانم را در تابستان ندیده ام. من خیلی خوشحالم که فردا به مدرسه می روم من در مدرسه خیلی چیز ها یاد می گیرم . خیلی عذر می خواهم که وبلاگ ننوشتم از این به بعد سعی می کنم که در وبلاگم مطالب جدید بنویسم . من می خوام ترم سه زبان را هم را بخوانم. خداحافظ . 
<br>
<center>
عکس من در اداره ی بابا<br>
<img src="http://mina.asgharzadeh.com/photos/Pic%28301%29.jpg"><br>
عکس من در شهر کتاب<br>
<img src="http://mina.asgharzadeh.com/photos/Pic%28363%29.jpg">
</center>]]></description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/762.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/762.html</guid>
         <category>مطالب روزانه</category>
         <pubDate>Fri, 22 Sep 2006 22:18:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اداره ی بابا</title>
         <description>سلام من برای اين که اداره ی  بابام را  دوست دارم امروز به  اداره ی بابام آمدم من به اداره آمدم که به بابام کمک کنم من خيلی اداره ی بابام را دوست دارم در آن جا خيلی به من خوش می گذرد من 
می رم آن جا نقاشی می کشم و خيلی کار ها انجام می دهم مثلا کاردستی درست مي کنم .
من به ترم 2 کلاس زبان می روم من دوست دارم زبان را تا آخرش بخوانم و زبان را خوب ياد بگيرم 
من کلاس زبان را دوست دارم 
</description>
         <link>http://mina.asgharzadeh.com/archives/759.html</link>
         <guid>http://mina.asgharzadeh.com/archives/759.html</guid>
         <category>عمومی</category>
         <pubDate>Wed, 23 Aug 2006 14:14:11 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
